بازاندیشی در کار: شروع مدل سازنده ما
دیروز برای ما یک نقطه عطف واقعی بود. ما فقط یک جلسه داخلی دیگر برگزار نکردیم - ما رسماً مدل سازنده خود (مدل چوانگکه) را راهاندازی کردیم. این در مورد شعارهای جدید نبود. این در مورد تغییر DNA نحوه کار، تفکر و رشد ما بود.
فلسفه ساده اما بنیادی است: افراد هدف هستند، نه وسیله.
این ایده تقریباً هر چیزی را که فرهنگ سنتی شرکتها نماد آن است، به چالش میکشد. مدتهاست که با کارمندان به عنوان منابع، چرخدندههایی در ماشینی که برای ارائه نتایج فصلی طراحی شده است، رفتار میشود. ما این را رد میکنیم.

ما در حال گذار به یک شرکت مبتنی بر پلتفرم هستیم.
این یعنی رهبری دیگر در رأس امور قرار ندارد و از راه دور همه چیز را کنترل نمیکند. در عوض، شرکت به یک پلتفرم توانمندساز تبدیل میشود - ابزار، منابع، راهنمایی و پشتیبانی را فراهم میکند - در حالی که انگیزه، خلاقیت و قدرت تصمیمگیری واقعی در جایی قرار دارد که کار واقعاً انجام میشود.
ما در حال تبدیل دپارتمانها به شرکتهای کوچک هستیم.
هر تیم به یک واحد پاسخگو و مستقل تبدیل میشود - با سود و زیان کوچک، چابکی و حس مالکیت خاص خود. دیگر نیازی به انتظار برای تأیید از سه لایه بالاتر نیست. دیگر خبری از جملهی «این کار من نیست» نیست. وقتی یک تیم مانند شرکت خودش عمل میکند، پاسخگویی اوج میگیرد و پاسخگویی شخصی میشود.
ما داریم هر کارمند را به یک سازنده تبدیل میکنیم (چوانگکه).
یک سازنده فقط کسی نیست که «از دستورالعملها پیروی میکند». یک سازنده، یک حلکنندهی مشکلات، یک خالق، یک مدیرعامل کوچک در نقش خود است. وقتی افراد آزادی امتحان کردن، شکست خوردن، یادگیری و ساختن را دارند - بدون ترس - دیگر مانند کارمند رفتار نمیکنند و مانند شریک رفتار میکنند.
این تغییر، دروننگر نیست. کل هدف، ارتباط بهتر با شرکایمان و خدمترسانی به مشتریانمان است. وقتی تیمهای ما با حس مالکیت عمل میکنند، طبیعتاً با دقت بیشتری به شرکا گوش میدهند، سریعتر پاسخ میدهند و ارزش واقعی ارائه میدهند - نه فقط خروجی.
رویداد رونمایی دیروز بسیار هیجانانگیز بود. تیمها آزمایشهای اولیه خود را به اشتراک گذاشتند: بخشی که گردش کار خود را مانند یک استارتاپ ناب بازسازی کرد؛ یک گروه چندوظیفهای که با یک پروژه به عنوان یک سرمایهگذاری داخلی رفتار میکرد؛ همکاران خط مقدم که تغییرات سیستمی را پیشنهاد دادند که معمولاً به ماهها تأیید از بالا به پایین نیاز دارد. هیچکدام از اینها تئوری نبود - داشت اتفاق میافتاد.
البته، ما میدانیم که چنین مدلی دشوار است. این مدل به اعتماد، شفافیت و تمایل به رها کردن نیاز دارد - چه از رهبری و چه از تیمها. اما ما معتقدیم که رفتار با افراد به عنوان هدف، نه وسیله، نه تنها اخلاقی است - بلکه سریعترین مسیر به سوی نوآوری نیز هست.
ما تازه در آغاز راه هستیم. اما دیروز، اولین قدم واقعی را به سوی آیندهای برداشتیم که در آن کار توسط سازندگان، برای مردم - چه در داخل و چه در خارج از شرکت ما - ساخته میشود.
اینجا ساختن مهم است، نه فقط مدیریت کردن.











